تبلیغات
ابه امید روزی که در تقویم بنویسند :ظهور اقا امام زمان (عج)

ابه امید روزی که در تقویم بنویسند :ظهور اقا امام زمان (عج)
و یونس هم از پیامبران بود.
 به یادش آور كه به طرف یك كشتى پر بگریخت .
پس قرعه انداختند و او از مغلوبین شد. پس ماهى او را بلعید در حالى كه خودش و یا مردم ملامتش مى كردند.
و اگر او از تسبیح گویان نمى بود،
حتما در شكم ماهى تا روزى كه مبعوث شوند باقى مى ماند.
 ولى چون از تسبیح گویان بود ما او را به خشكى پرتاب كردیم در حالى كه مریض ‍ بود.
و بر بالاى سرش بوته اى از كدو رویاندیم .
 و او را به سوى شهرى كه صد هزار نفر و بلكه بیشتر بودند فرستادیم .
 پس ایمان آوردند، ما هم به نعمت خود تا هنگامى معین (مدت عمر آن قوم ) بهره مندشان گردانیدیم .
(از سوره مباركه صافات )

مشاهده کامل در ادامه متن...

داستان یونس علیه السلام

وَ إِنَّ یُونُس لَمِنَ الْمُرْسلِینَ(139)
إِذْ أَبَقَ إِلى الْفُلْكِ الْمَشحُونِ(140)
فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ(141)
فَالْتَقَمَهُ الحُْوت وَ هُوَ مُلِیمٌ(142)
فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسبِّحِینَ(143)
لَلَبِث فى بَطنِهِ إِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ(144)
فَنَبَذْنَهُ بِالْعَرَاءِ وَ هُوَ سقِیمٌ(145)
وَ أَنبَتْنَا عَلَیْهِ شجَرَةً مِّن یَقْطِینٍ(146)
وَ أَرْسلْنَهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ(147)
فَئَامَنُوا فَمَتَّعْنَهُمْ إِلى حِینٍ(148)
139. و یونس هم از پیامبران بود.
140. به یادش آور كه به طرف یك كشتى پر بگریخت .
141. پس قرعه انداختند و او از مغلوبین شد.
142. پس ماهى او را بلعید در حالى كه خودش و یا مردم ملامتش مى كردند.
143.و اگر او از تسبیح گویان نمى بود،
144. حتما در شكم ماهى تا روزى كه مبعوث شوند باقى مى ماند.
145. ولى چون از تسبیح گویان بود ما او را به خشكى پرتاب كردیم در حالى كه مریض ‍ بود.
146. و بر بالاى سرش بوته اى از كدو رویاندیم .
147. و او را به سوى شهرى كه صد هزار نفر و بلكه بیشتر بودند فرستادیم .
148. پس ایمان آوردند، ما هم به نعمت خود تا هنگامى معین (مدت عمر آن قوم ) بهره مندشان گردانیدیم .
(از سوره مباركه صافات )
سرگذشت یونس (ع )

1. قرآن و سرگذشت یونس (ع )

قرآن كریم از سرگذشت این پیامبر و قوم او جز قسمتى را متعرض نشده . در سوره صافات این مقدار را متعرض شده كه آن جناب به سوى قومى فرستاده شد و از بین مردم فرار كرده و به كشتى سوار شد و در آخر نهنگ او را بلعید. و سپس نجات داده شده و بار دیگر به سوى آن قوم فرستاده شد و مردم به وى ایمان آوردند. اینك آیات آن سوره از نظر خواننده مى گذرد.
((و ان یونس لمن المرسلین اذ ابق الى الفلك المشحون فساهم فكان من المدحضین فالتقمه الحوت و هو ملیم فلو لا انه كان من المسبحین للبث فى بطنه الى یوم یبعثون فنبذناه بالعراء و هو سقیم و انبتنا علیه شجرة من یقطین و ارسلناه الى مائة الف او یزیدون فامنوا فمتعناهم الى حین )).
و در سوره انبیاء متعرض تسبیح گویى او در شكم ماهى شده كه علت نجاتش از آن بلیه شد، مى فرماید:
((و ذا النون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه فنادى فى الظلمات ان لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین فاستجبنا له و نجیناه من الغم و كذلك ننجى المؤ منین )).
و در سوره قلم متعرض ناله اندوهگین او در شكم ماهى شده و سپس بیرون شدنش و رسیدن به مقام اجتباء را آورده ، مى فرماید:
((فاصبر لحكم ربك و لا تكن كصاحب الحوت اذ نادى و هو مكظوم لو لا ان تداركه نعمة من ربه لنبذ بالعراء و هو مذموم فاجتباه ربه فجعله من الصالحین )).
و در سوره یونس متعرض ایمان آوردن قومش و بر طرف شدن عذاب از ایشان شده ، مى فرماید:
((فلو لا كانت قریة آمنت فنفعها ایمانها الا قوم یونس لما آمنوا كشفنا عنهم عذاب الخزى فى الحیوة الدنیا و متعناهم الى حین )).
خلاصه آنچه از مجموع آیات قرآنى استفاده مى شود، با كمك قرائن موجود در اطراف این داستان این است كه : یونس (علیه السلام ) یكى از پیامبران بوده كه خدا وى را به سوى مردمى گسیل داشته كه جمعیت بسیارى بوده اند، یعنى آمارشان از صد هزار نفر تجاوز مى كرده و آن قوم دعوت وى را اجابت نكردند و به غیر از تكذیب عكس العملى نشان ندادند، تا آنكه عذابى كه یونس (علیه السلام ) با آن تهدیدشان مى كرد فرا رسید. و یونس ‍ (علیه السلام ) خودش از میان قوم بیرون رفت .
همین كه عذاب نزدیك ایشان رسید و با چشم خود آن را دیدند، همگى به خدا ایمان آورده و توبه كردند خدا هم آن عذاب را كه در دنیا خوارشان مى ساخت ، از ایشان برداشت .
و اما یونس (علیه السلام ) وقتى خبردار شد كه آن عذابى كه خبر داده بود از ایشان برداشته شده ، و گویا متوجه نشده كه قوم او ایمان آورده و توبه كرده اند، لذا دیگر به سوى ایشان برنگشت در حالى كه از آنان خشمگین و ناراحت بود. همچنان پیش رفت ، در نتیجه ظاهر حالش حال كسى بود كه از خدا فرار مى كند و به عنوان قهر كردن از اینكه چرا خدا او را نزد این مردم خوار كرد دور مى شود، و نیز در حالى مى رفت كه گمان مى كرد دست ما به او نمى رسد، پس سوار كشتى پر از جمعیت شد و رفت .
در بین راه نهنگى بر سر راه كشتى آمد، چاره اى ندیدند جز اینكه یك نفر را نزد آن بیندازند، تا سرگرم خوردن او شود و از سر راه كشتى به كنارى رود، به این منظور قرعه انداختند و قرعه به نام یونس درآمد، او را در دریا انداختند، نهنگ او را بلعید و كشتى نجات یافت .
آنگاه خداى سبحان او را در شكم ماهى چند شبانه روز زنده نگه داشت ، و حفظ كرد یونس (علیه السلام ) فهمید كه این جریان یك بلا و آزمایشى است كه خدا وى را بدان مبتلا كرده و این مؤ اخذه اى است از خدا در برابر رفتارى كه او با قوم خود كرد، لذا از همان تاریكى شكم ماهى فریادش بلند شد به اینكه : ((لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین )).
خداى سبحان این ناله او را پاسخ گفت و به نهنگ دستور داد تا یونس را بالاى آب و كنار دریا بیفكند. نهنگ چنین كرد. یونس وقتى به زمین افتاد مریض بود. خداى تعالى بوته كدویى بالاى سرش رویانید، تا بر او سایه بیفكند.
پس همین كه حالش جا آمد، و مثل اولش شد خدا او را به سوى قومش ‍ فرستاد، و قوم هم دعوت او را پذیرفتند و به وى ایمان آوردند، در نتیجه با اینكه أ جلشان رسیده بود، خداوند تا یك مدت معین عمرشان داد.
و روایاتى كه از طرق امامان اهل بیت (علیهم السلام ) در تفسیر این آیات وارد شده ، با اینكه بسیار زیاد است و نیز بعضى از روایاتى كه از طرق اهل سنت آمده ، هر دو در این قسمت شریكند كه بیش از آنچه از آیات استفاده مى شود چیزى ندارند، البته با مختصر اختلافى كه در بعضى از خصوصیات دارند، و ما هم به همین جهت از نقل آنها صرف نظر كردیم ، هم به دلیلى كه گفتیم و هم به این دلیل كه یك یك آن احادیث خبر واحدند و خبر واحد تنها در احكام حجت است ، نه در مثال مقام ما كه مقام تاریخ و سرگذشت است ، علاوه بر این ، وضع آن روایات طورى است كه اگر مراجعه كنى ، خواهى دید نمى توان خصوصیات آنها را به وسیله آیات قرآنى تصحیح كرد، حرفهایى دارد كه قابل تصحیح نیست .

2. ستایش خداى تعالى از یونس (ع )
خداى تعالى در چند مورد از قرآن كریم یونس علیه السلام را ستایش كرده . و در سوره انبیاء آیه 88 او را از مؤ منین خوانده ، و در سوره القلم آیه 50 فرموده او را ((اجتناء)) كرده - و ((اجتباء)) به این است كه خداوند بنده اى را خالص براى خود كند - و نیز او را از صالحان خوانده ، و در سوره انعام ، آیه ((87)) در زمره انبیاء شمرده ، و فرموده كه او را بر عالمیان برترى داده ، و او و سایر انبیاء را به سوى صراط مستقیم هدایت كرده .




نوشته شده در تاریخ جمعه 14 آبان 1389 توسط ناصر حسینی
درباره وبلاگ